درست در 1000 سال پیش بود که پادشاهی در outworld خواست دنیا را تسخیر کند . او برای تسخیر دنیا اول به سراغ جهنم و بهشت رفت . پس از تسخیر این دو جهان به سراغ کهکشان ها و سیارات رفت . با و جود نبود هیچ انسان و موجود زنده ای در کهکشان ها و سیارات – به راحتی انجا را تسخیر کرد . به سراغ سیاره ی خورشید رفت و با خدای خورشید مبارزه کرد و پیروز گشت . پس خورشید ازان او شد. نوبت به سیاره ی ما ه رسید .پس ملکه ی ماه را به زندانی در اورد و همچنین ماه را به تسخیر خود دراورد. و بعد نوبت به سیاره ی زمین رسید. ولی اینبار فرق می کرد . و قتی او پا به زمین گذاشت جنگجویان زیادی برای دفاع از زمین خود به جنگ با او درامدند . او که اوضاع را خراب میدید از زمین فرار کرد و به outworld گریخت . او وزیر خود را به نام shang tsong به همراه ارتشی از سرباز که همه زاده ی جهنم بودند را به زمین فرستاد . جنگ جویان زیادی به جنگ با shang tsong در امدند . از این همه ارتش فقط اندکی برای شنگ سونگ باقی ماند . او که در مانده و نا امید بود با سپاهی اندک به outworld (دنیای خارج( رفت . شائو کان shao kahn وقتی این وضع را دید بسیار عصبانی شد و برای همین هم اورا به غل و زنجیر کشید و به lost world دنیای گمشده فرستاد تا در انجا سرگردان شود . شائوکان درحالی که متحیر بود-در این فکر بود تا راه حلی برای تسخیر زمین پیدا کند. او راه حلی به ذهنش رسید. گورو را برای از بین بردن جنگ جویان زمین فرستاد . او که می دانست ازبین این همه جنگ جویان و قهرمانان فقط 7 نفر از انان باقی مانده – و با وجودی که میدانست گورو قدرت خارقالعاده ای دارد – گورو را به همراه اسکورپیون فرستاد. چندی طول نکشید که به گوش شائو کان خبر رسید که گورو به دست lio king کشته شده و جنازه ی ان در حال حاضر پیدا نشده ! . و همچنین اسکورپیون به دست نینجای ناشناس به اسم sub-zero که قهرمان مسابقات شائولین است و در حال حاضر قرار بود مرده باشد-کسته شده و اورا به خاکستر تبدیل کردند و به خدای جهنم فرستادند. خشم سر تا وجود شائو کان را فرا گرفت . او که درمانده شده بود و نمی دانست چه کار بکند- در این حین شنگ سونگ دوباره از شائو کان تقاضا کرد تا فرصتی به اوبدهد تا اینکه شنگ سونگ بتواند اشتباهش را جبران کند. شائو کان با کمی فکر تصمیم گرفت و به او فرصتی دوباره عطا کرد تا شاید شنگ سونگ بتواند جبران کند . این دفعه کار شنگ سونگ تحسین بر انگیز بود . او با نقشه ها و تر فندهایی می خواست زمین را از دست انسان ها به چنگ در اورد. . او با نقشه ها و تر فندهایی می خواست زمین را از دست انسان ها به چنگ در اورد. او به این فکر افتاد که مسابقه ای طرح دهد تا بتواند شرط و شروطی در این مسابقه ذکر کند . که این شرط و شروط این باشد که اگر شما پیروز شوید ما به دنیای خارج میرویم و اما اگر ما پیروز شویم زمین از ان ما خواهد شد . او به جهنم رفت و از خدای جهنم خواست اسکورپین بار دیگر. به ما خدمت کند . پس روحی تازه ولی شیطانی در خاکستر او دمیده شد و اسکورپین دوباره متولد شد . شنگ سونگ قهرمانانش را به همراه خود به زمین برد . در زمین مدرسه ای بنا کرد و افراد قدرتمدی را در انجا تعلیم دیدند. او که دوباره تجدید قوی کرد برای هر چیزی اماده بود . پس به زمینیان این پیشنهاد را داده بود . زمینیان پس از مدتی تفکر کردن با پیشنهاد سونگ موافقت کردند . پس انان هم خود را برای مسابقه ی بزرگ اماده کردن . به مدت 500 سال جنگجویان و مبارزان خود را برای این نبرد بزرگ و بیادماندنی تاریخ اماده کرده بودن ... .
مدرسه ی شائولین که پس از مرگ هانتونی شیدزو- استاد بزرگ و نامی سرزمین هایابوسا – لرد ریدن rayden به استادی ان درامده بود . شاگردان مبارز و وفاداری را از اب دراورده بود. لیوکینگ leo king -جانی کیج johny cage – سونیا Sonya – و کونگ لائو kung lao از شاگردان اصلی استاد ریدن محسوب میشوند . در این میان فردی می خواست در مدرسه شائولین حضور داشته باشد و به شاگردی استاد ریدن در بیاید تا در مسابقه ی بزرگ شرکت کند اما استاد ریدن اورا نمی پذیرد و به او می گوید درون تو هیچ استعدادی نمی بینم و تو لیاقت شاگرد شائولین را نداری . این فرد scutter نام دارد. با اسرار زیاد و بروز دادن استعداد ش در زمینه ی مبارزه که نه چندان جالب بود – توانست ریدن را راضی و اورا به عنوان شاگرد بپذیرد . 2 سال از شاگردی اسکاتر در مدرسه ی شائولی ن گذشت . اسکاتر با تمارین سخت و طاقت فرسا ی استاد ریدن به یک فرد قدرتمند و مبارز درامده بود . کم کم بساط حرکت را اماده کردن و راحی مسافرت سرنوشت ساز شدند. اسکاتر بسیار مضطرب بود . مسابقه در nathearrealm بود . شنگ سونگ از خود شاگردانی صد برابر وحشی و بی رحم و همچنین ورزیده و قدرتمند ساخته بود .